الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
312
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
مَشْرَب : مصدر است و اسم زمان و مكان از شرب . در آيه : ( قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ - 60 / بقره ) الشَّرِيب : نوشنده و همچنين آب قابل نوشيدن . شَارِب : مويى كه در روى لب بالاى دهان است و همچنين رگى كه توى حلق و گلو است ، جمع آن - شَوَارِب - است به تصوّر اينكه هم آن رگ و هم سبيل و موى لب بالا نوشندهء آبند . هذلىّ ، در بارهء گورخر مىگويد : صخب الشّوارب لا يزال كأنه « 1 » و آيه : ( وَ أُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ - 93 / بقره ) . يعنى : ( محبّت گوساله در دلشان استوار شده بود ) . گفتهاند معنى آيه از سخنى است كه مىگويند : أَشْرَبْتُ البعيرَ : طناب را به گردنش محكم بستم ، شاعر گويد : فأشربتها الأقران حتّى و قصتها * بقرح و قد ألقين كلّ جنين « 2 » معنى آيهء فوق در مورد دلبستگى و شيفتگى زياد آنها به گوساله ، مثل اينست كه دلهاشان سخت با طناب به آن بسته شده . بعضى از علماء گفتهاند معنايش اينست كه محبّت او به دلهاشان تعلّق گرفته و بسته شده ( يعنى خود گوساله پرستى نه آن گوسالهء بخصوص ) و اين معنى از عادات آنهاست يعنى وقتى كه آميخته شدن حبّ و بغض را در جان و نفس آدمى مىخواهند
--> ( 1 ) بانگ و آواى گورخران در حال خوردن آب پيوسته ادامه داشت و مصراع بعدش چنين است : عبد لآل ابى ربيعة مسبع گويى كه بندهاى از خاندان ابى ربيعه است كه خوى بد او را فرا گرفته است و نعره مىزند . ( 2 ) شعر فوق در مآخذ ديگر كه از ثعلب روايت شده الفاظش مختلف است و چنين است : فاشربتها الاقران حتّى انختها * بقرح و قد القين كلّ جنين كه معنى آن مثل - اشربت ابلك - است و - اشربتها الاقران يعنى همواره براى هر شتر مادينهاى شتر فحلى قرار دادم و بهم نزديك كردم و هر يك جنينى و نوزادى افكندند .